خرید بک لینک
دیشب خوای میدیدم حمله کردن به ایران حالا کیا نمیدونمفقط میدونم جلو چشمام کلی موشک و بمب و ... فرود میومد و رسما سنگ کوب کرده بودم تو اون هاگیر واگیر ک دنبال یه پناهگاه بودم فقط چشمام میچرخید ک خونوادمو پیدا کنم بدونم سالمناون لحظه هیچ کس و هیچ چیز برام مهم نبود جز اونایه جا ام الان بود اسیر بشم و هزارتا اتفاق دیگه :|برج میلادم موشک زدن به کل ریخت پایین خیلی صحنه خفنی بود D:خلاصه ک ده بار سکته رو رد کردم تو خواب -_-و به خاطر این خوابه دلم نمیخواست بیدار شم و این شد ک تا همین لحظه خوابیدم و حسابی

برچسب: نویسنده: سام قاسمی‌پور تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 23:06

در روز جاری یه چرخی توی سایتای معرفی شده زدمو سرم از این حجم داده‌ها اونم فقط درباره ی همین مسئله کوچیک و محدود سوت کشید و چقدر تاسف بر انگیزه ک نمیتونم خودم بفهمم درست و اغلب کپی پیس میشن متن ها توی گوگل ترنسلیتحس بی سوادی دارم ‍♀️کاش یه بار فقط اراده میکردم و میچسبیدم به اون زبان لنتی ک واقعا هم دوستش دارم ❤️واقعا چی میشه ک ادم ها با وجود این حجم از اوقات فراغت اینهمه به بطالت میگذرونن زمانشونو؟البته نمیشه برای همه گفت شاید خیلی ها فعال باشن و بهشون از صمیم قلب تبریک میگم، من منظورم با خودم بو

برچسب: نویسنده: سام قاسمی‌پور تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 23:06

صفحه بندی